تبليغاتX
فرهیخته 1
شعر و ادبيات
یک آسمان دریا

          در تو موج می زند

                   ای آبی آسمانی

                    شادابی ات را دوست دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 12:8  توسط علی اكبرحاجی زاده نداف  | 

 

 

 آ آ آ

یا علی...........

آ ...آ...

زور می زنم ولی سروده نمی شوی

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 11:53  توسط علی اكبرحاجی زاده نداف  | 

در مورد شعر بايد گفت  

او يك هنر است

او :چون ذي شعور و ذي ادراك است

هم دل در  او هست هم  عقل

 طوري كه حقير را بر آن ميدارد

 او خطابش كنم    

يك:چون منحصر به خودش مي باشد

وام دار هيچ هم نوعي نيست و هيچ همانندي

قبل او نيست و بعد او توان وجود ندارد

قائم به خودش نقد ميشود نه به فكر سراينده

هنر:چون  صورت و سيرتي شده  است كه هيچ

  وجودي چون او توان داشتن آن را ندارد

صورتش نوعي از وزن  و فرم است و محتوايش

نوعي از مضمون و معنا و مفاهيم است كه طعم تلخ

عجزرا به آناني كه در عدم هستند

 وتمناي وجود را دارند ميچشاند

است:چون باشرايط فوق درين وب شما با او زيارت

كرديد

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 13:38  توسط علی اكبرحاجی زاده نداف  | 

چند سالی هست که زاینده رود در شهر اصفهان خشک است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 20:25  توسط علی اكبرحاجی زاده نداف  | 

دوستانی که قم برای زیارت حرم حضرت معصومه مشرف می شوند هجره و آرامگاه پروین رو بیابند و فاتحه ای برای ایشان حتما بخوانند

 

مقبره پروین اعتصامی

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 20:19  توسط علی اكبرحاجی زاده نداف  | 

دیدنی های  خراسان بسیار  مظلوم است که از آن میان شهرستان کلات و کاخ خورشید را می توان نام برد با طبیعت آبشار قره سو و آبشار ارتو کن و کوههای یاغی و بکر و ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 20:14  توسط علی اكبرحاجی زاده نداف  | 

حافظ کم مقامی نیست و اینکه بلیط بفروشند برای زیارت آرامگاهش بی احترامی به ایشان و ایران است و حافظیه بسیار کوچک است و اگر بخاهند کسب درامدی هم داشته باشند اگر برای توسعه آن حرم بکوشند و مکانی برای قراردادن پول در نظر بگیرند عاشقان ایشان قباله های سمرقند و بخارا را داخل آنجا برای اعتلای حرم آن حضرت می اندازند .

 

ازدهام جمعیت در حافظیه اجازه عکس گرفتن را نمی دهد

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 20:0  توسط علی اكبرحاجی زاده نداف  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 19:54  توسط علی اكبرحاجی زاده نداف  | 

 

 

 

خدا نشسته هنر مند روبروي شما

 

 

 

كه آفريده شود پيچ وتاب موي شما

 

 

 

كشيده صورتتان را خدا شبيه گلي

 

 

 

وبلكه صورت گل را بشكل روي شما

 

 

 

بتي سرشته خودش بعد عاشقش شده است

 

 

                                                                                          

 شکسته راه خودش را به سمت وسوی شما

 

 

 

منم خدا كه تورا آفريده شاخ نبات

 

 

 

كشيده صورت خود را به خاك كوي شما

 

 

 

منم همان كه سرودم تو را شبيه بتي

 

 

 

سجود داده ادب را به خلق و خوي شما

 

 

 

منم خدا که به عشقت دچار گشته غزل

 

 

 

منم نشسته هنرمند روبروی شما

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 18:32  توسط علی اكبرحاجی زاده نداف  | 

 

 

سياه زلف خودت را شكسته باشي وبعد

 

هزار سال كنارم نشسته باشي وبعد

 

به پاي دار و ندارم به گرم و سرد مسير

 

به هر نشيب و فرازم نشسته باشي و بعد

 

به تيغ تند زبانم به خلق تنگ دلم

 

از اين فراغ رمق گير خسته باشي و بعد

 

به جستجوي تو هر روز پر زنم در شهر

 

به خود خيال كنم باز رسته باشي و بعد

 

بيابمت كه به جاري شدن درون مني

 

چنين به دور تنم پيله بسته باشي و بعد

 

هزار بار بگويي: « نگو كه بعد » - كنون

 

درآن زمان كه كنارم نشسته باشي ...

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 18:51  توسط علی اكبرحاجی زاده نداف  |